کرمانشاه آنلاین

اهل حق یا یارسان

عمومی

۳۰ خرداد ۱۴۰۰ 189 بازدید
کرمانشاه آنلاین
اهل حق یا یارسان

اهل حق یا یارسان

اهل حق یا یارسان

 آیین اهل حق بر چهار اصل پاکی، راستی، نیستی و ردا 

اهل حق یا یارسان به پیروان دین یاری گفته می‌شود که به‌طور عمده در دو کشور ایران و عراق پیرو دارد. دین یاری دینی است با مناسک عرفانی که تاریخ دقیق شکل‌گیری آن مشخص نیست، ولی پیروان آن به ازلی و ابدی بودن آیین خود باور دارند. این دین در دوره‌های مختلف تاریخی مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته‌است. اگرچه قدمت قدیمی‌ترین متون مذهبی دین یاری تا سدهٔ دوم هجری و قدمت برخی از نیایشگاه‌های آن به پیش از اسلام نیز می‌رسد، اما ساختار کنونی آن از سدهٔ هفتم هجری و توسط سلطان سهاک بنیان نهاده شده‌است که در اعتقادات مردم یارسان بالاترین جایگاه را در نظم هستی دارد.

اگرچه مجموعه‌ای از اعتقادات خاص در میان اهل حق مشترک است، اما بسته به اینکه سرسپردهٔ کدام یک از خاندان‌های ۱۱ گانه باشند، آداب و رسوم و باورهای متفاوتی در میان آن‌ها وجود دارد. دین یاری نشانه‌هایی از تأثیر آموزه‌های ادیان مختلف را نشان می‌دهد و شباهت‌هایی با مذاهب دیگر از قبیل مهرپرستی، مانویت، یهودیت، مسیحیت، تشیع و … در این مذهب به چشم می‌خورد

 

بنیان‌گذاری

 

اهل حق یا یارسان

سلطان سهاک یا سلطان اسحاق (۷۹۸–۶۷۵ ه‍.ق) یک شخصیت مقدس در دین یارسان است. از او به عنوان بنیانگذار خاندان‌های یارسان یاد می‌شود. پیروان دین یاری وی را به نام‌های سلطان حقیقت و صاحب کرم نیز می‌شناسند و او را اصلی‌ترین مظهر جلوهٔ ذات حق می‌دانند.

 

در اواخر سده ۷ هجری قمری در قریه برزنجه واقع در شهرستان سلیمانیه عراق چشم به جهان گشود. پدرش عیسی برزنجه‌ای در آن زمان رئیس درویشان قادری بوده‌است و خانقاه و مریدانی داشته‌است و مادرش خاتون دایراک ملقب به خاتون رمزبار یا رزبار دختر حسین بگ جاف بوده‌است، که در دین یاری یکی از هفت تن می‌باشد. بعد از درگذشت پدر مریدان او گرد سلطان سهاک جمع شدند و برادران بنای مخالفت را با او نهادند. از این رو از برزنجه به قریه شیخان در شهر پاوه در کرمانشاه ایران هجرت کرد و در آنجا نیز از دنیا رفت.مسلک اهل حق در زمان ایشان رواج یافت و رسمیت پیدا کرد. (برهان الحق. ف۷ص۴۳) اشخاص زیادی از نقاط مختلف جهان و از ملت‌ها و اقوام گوناگون نزد سلطان سهاک آمده و به وی دست ارادت داده و در حلقهٔ یاران او درآمدند. بسیاری از یاران سلطان سهاک اهل چین، هند، بخارا و سایر بلاد دوردست از ایران بوده‌اند و برای دیدار و یاری او به کردستان آمدند. دین یاری در زمان ایشان تجدید ساختار شد و فعالیت خود را علنی کرد. سلطان سهاک ارکان مزبور را به زبان کردی هورامی به نام بیابس پردیوری سرایش کرد و بیاوبس یاری را بنیان گذاشت. این بیاوبس به طوری که خود سلطان صریحاً گفته، برای جماعت اهل حق لازم‌الاجرا است و هرکس از ارکان آن تجاوز نماید از جامعهٔ اهل حق دانسته نمیشود .

سید نصرالدین حیدری

اصول آیین اهل حق بر چهار اصل پاکی، راستی، نیستی و ردا استوار است.[یاری چار چیون باوری وجا راستی و پاکی نیستی و ردا (ب.ح فصل پنجم)] طیب طاهری در خصوص تولد ایشان بر اساس محاسبات گاهشماری ۱/۱/۶۲۲ خورشیدی برابر با ۲۰/۹/۶۴۰ قمری و ۲۲/۳/۱۲۴۳ میلادی را در کتاب تاریخ و فلسفه سرانجام آورده‌است.

کلام سرانجام

گفتارهای سلطان سهاک در سرانجام (دیوان گوره) که کتاب مقدس یارسان به‌شمار می‌رود، جمع‌آوری شده‌است و به شکلی کامل تا به امروز از جانب محقق و نویسنده یارسانی طیب طاهری در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسیده‌است. سرانجام به معنی عاقبت و آخر کار است و شامل کلیهٔ متونی است که سلطان سهاک (۶۷۵–۷۹۸ هجری) و یارانش در قرن هشتم هجری بیان کرده‌اند. این متون سرودها و نیایش‌ها و ادعیه و آداب و رسوم مذهبی و مسلکی و نذر و نیاز و قربانی‌ها را در برمی‌گیرد و بیشتر مطالب آن سینه به سینه منتقل شده‌است.کلام سرانجام به گویش کردی هورامی نوشته شده‌است.

خاندان‌های حقیقت

یکی از کارهای مهم سلطان سهاک، تشکیل ۷ خاندان حقیقت به نام‌های خاموشی، یادگاری، شاه‌ابراهیمی، عالی‌قلندری، میرسوری، مصطفایی و حاجی باویسی بوده‌است. بعد از سلطان نیز چهار خاندان دیگر به نام‌های ذوالنوری و آتش‌بیگی و شاه‌حیاسی و باباحیدری تأسیس شدند.

زیارتگاه سلطان سهاک

سلطان سهاک در زمان اقامت خود در هورامان در روستای شیخان اقامت داشته و در آنجا به دیدار با یاران و پیروانش می‌پرداخته‌است. هم‌اکنون آرامگاه او در روستای شیخان از توابع بخش نوسود در شهرستان پاوه در استان کرمانشاه واقع شده‌است.گفته می‌شود که مکان زیارتگاه در حوالی مکان سابق منزل سلطان سهاک قرار دارد.مکان زیارتگاه زیارتگاه در نزدیکی محلی به نام پردیور واقع شده که از اماکن مقدس دین یارسان به‌شمار می‌آید و از ان به عنوان قبلهٔ مجازی یارسان یاد می‌شود.

بر طبق کلام سرانجام (کتاب مقدس اهل حق)، این مسلک آیین از روز ازل وجود داشته و تعلیماتش به صورت سِر نزد انبیا و اولیا بوده و در هر دوران به گروه معدودی از یاران محرم منتقل شده‌است. تا اینکه در قرن هفتم هجری، سلطان سهاک آن اسرار ازلی را به صورت قانون به یارانش ابلاغ کرد، از این رو، بنیان‌گذار این مسلک محسوب می‌شود.

سرانجام یا کلامِ خزانه یا دیوانِ گه‌وره (در کردی: سه‌رئه‌نجام، که‌لامْ خه‌زانه یا دیوانْ گه‌وره Serencam, Kelam-i Xezane or Dîwan-i Gewre) نام اصلی‌ترین کتاب مرجع دینی یارسان است و شامل تمام گفتگوهای سلطان اسحاق با یارانش در عصر پردیور به بعد است. هنوز نسخه کاملی از این کتاب چاپ نشده‌است و چند کتابی که در ایران و کردستان عراق به چاپ رسیده‌اند، هیچ‌یک دربردارندهٔ همهٔ کلام‌های مقدس یارسان نیستند بخش اعظم سرانجام به صورت شعر هجائی نگاشته شده‌است.

سرانجام از دوره‌های مختلفی تشکیل شده و به دو عصر تقسیم می‌گردد. عصر اول پردیور به جلوۀ ظاهری سلطان سهاک؛ و عصر دوم پردیور به جلوه ظاهری شاه‌ویسقلی اشاره دارد. جامع‌ترین نسخۀ سرانجام تا کنون نسخۀ طیب طاهری بوده‌است که در انستیتو فرهنگی کرد در سلیمانیه با حمایت مظهر خالقی به چاپ رسیده‌است.

 

یاران: یاران سلطان سهاک به گروه‌های زیر تقسیم شده‌اند: هفتن، هفتوانه، هفت نفر اهل قول طاس، هفت هفتوان، چهل تن، چهل چهل تنان، هفتاد و دو پیر، نود و نه پیر شاهو، شصت و شش غلام کمربند زرین، هزار و یک غلام خواجه صفت، بیور هزار غلام و بی ون غلام.[۱۶]

هفتن: مخفف هفت تن است، که از یاران طبقهٔ اول سلطان سهاک محسوب می‌شوند. آن‌ها برای هدایت مردم، در هر دورانی در قالب انبیا و خاصان ظاهر می‌شوند.[۱۷]

هفتن دارای مقام هفت مَلک مقرب‌اند و نام آن‌ها به شرح زیر است:

  1. پیر بنیامین (هم‌مقام و هم‌ذات جبرئیل و مأمور هدایت جهت رستگاری است) سِمَت پیری بر همهٔ یارسان را داشته‌است.
  2. داود (هم‌مقام اسرافیل مأمور نفخ صور جهت بیداری است) سِمَت دلیلی بر عموم یارسان را عهده‌دار بود.
  3. پیرموسی که وظیفهٔ دفترداری و منشی سلطان را بر عهده داشت. او هم‌ذات میکائیل بود که مأمور ثبت اعمال است.
  4. مصطفی داودان (هم‌ذات عزرائیل مأمور غضب و قبض روح است) ریاست امور انتظامات را عهده‌دار بود.
  5. خاتون دایراک ملقب به خاتون رمزبار (هم‌مقام حورالعین) علاوه بر اینکه مادر سلطان بود، شفیع یاران و رئیس جامعهٔ زنان یارسان نیز بود.
  6. شاه ابراهیم که به همراه بابا یادگار نیابت سلطنت عرفانی سلطان را داشته‌اند، از آنجایی که سلطان خودش لقب شاهی معنوی داشت آنان را نیز شاه خطاب کرد. شاه ابراهیم هم‌مقام عقیق (ملک طیار) و بابایادگار هم‌مقام ایوت می‌باشد.
  7. بابا یادگار (شاه یادگار)

پیر بنیامین اهل حق یا یارسان

پیر بنیامین

اهل حق یا یارسان

داود

 


پیشینه پیروان این مسلک در استان کرمانشاه با قومیت کرد و لک می‌باشد ولی اقلیتی را از بین اقوام آذری، فارسی زبانان و لکهای کوهدشت و دلفان لرستان تشکیل می‌دهند.[۳۴] جمعیت پیروان اهل حق در ایران درحدود یک و نیم میلیون برآورد می‌شود. گسترش مسلک یارسان در ایران به شرح زیر است:

اهل حق یا یارسان استان کرمانشاه

حدود سیزده درصد از جمعیت این استان بر مرام اهل حق استوارند شهرستان کرمانشاه و روستاهای گره بان، روستاهای منطقه عثمانوند و سان رستم، برخی از روستاهای توابع مایدشت، و روستاهای منطقه بیلوار به نام‌های: میان دربند، بالا دربند، پشت دربند. بیشتر روستاهای کوزران سنجابی که حدود۱۳۵ روستا می‌باشد و اکثریت قریب به اتفاق ساکنان خود کوزران پیرو مرام اهل حق می‌باشند.

بخشی از شهرستان اسلام‌آباد غرب و حومه آن

سوران علیا و سفلی، چُنگُر، خسروآباد

شهرستان کرند غرب و توابع آن از عمده‌ترین مراکز اهل حق است. علاوه بر شهر کرند ساکنان قریب به ۱۲۰ روستای تابع گهواره به جز چند روستا که پیرو مذهب شافعی می‌باشند، اهل حق هستند. از روستاهای معروف منطقه کرند: حریر، سرمیل، سرخه لیزه، بیامد، بروند، قلعه زنجیر، گردکان گور، گورا جوبو توت شامی را می‌توان نام برد. جمعیت اهل حق در منطقه کرند حدود۵۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. علاوه بر این روستاهای دهستان بیونیج(بیونیژ) در حدود ۱۵ روستا همگی اهل حق هستند که جزو کرند می‌باشند.

سرپل ذهاب

بخشی از سکنه این شهرستان پیرو مسلک اهل حق می‌باشند و حداقل ۲۳ روستا از حومه آن نیز همین مسلک را دارند. از روستاهای معروف: پس پس رشید عباس دول الیاس، جلالوند سفلی، بَلَوان و روستاهای قَرَه بُلاغ و روستاهای تابع دهستان بزمیرآباد را می‌توان نام برد. روستاهای حومه شهر در شعاع مساحت ده کیلومتری شهر قرار دارند ولی روستاهای دهستان بزمیر آباد (پشت تنگ) بیش از چهل کیلومتر از شهر فاصله دارند.

قصر شیرین

گر چه هنوز همه سکنه شهرستان قصر شیرین مورد تحقیق قرار نگرفته‌است ولی به نظر می‌رسد گروهی از مردم آن بر مرام اهل حق می‌باشند

صحنه (کرمانشاه) و دینور

اکثریت مردم صحنه پیرو مذهب اهل حق هستند و بسیاری از روستاهای حومه آن همین مرام را دارند. جمعیت اهل حق در بخش دینور نیز قابل توجه‌است.

کنگاور و اسدآباد

جمعیت اهل حق در روستاهایی از کنگاور و اسدآباد نیز قابل توجه‌است..

اهل حق یا یارسان استان لرستان

در قسمت‌هایی از نواحی تابعه استان لرستان نیز فرقه اهل حق به‌طور پراکنده سکونت دارند. از جمله این مناطق روستای بلوران از توابع کوهدشت که همگی اهل حق از تیره آتش بگی هستند واقع در جاده اسلام‌آباد غرب، پل دختر و نیز حومه گراب و روستاهایی از توابع نورآباد و کوهدشت، قسمت‌هایی از ابوالوفا و بخشی از طایفه ذوالنور اهل حق هستند.

اهل حق یا یارسان استان آذربایجان شرقی

در بخش ایلخچی از قصبات معروف تبریز (شهری کنار دریاچه ارومیه) و همچنین شهر خامنه از توابع شبستر عده‌ای از طرفداران «فرقه اهل حق» سکونت دارند. طبق تحقیقات به عمل آمده اهل حق‌های این ناحیه معروف به گوران هستندکه به نظر می‌رسد از منطقه گوران به مرکزیت گهواره (کرند غرب) در استان کرمانشاه در گذشته‌های دور به این سمت مهاجرت کرده باشند. همچنین یکی از روستاهای نزدیک مراغه نیز از گوران (جوران)ها هستند.

اهل حق یا یارسان

 

اهل حق یا یارسان

 

اهل حق یا یارسان تهران و البرز

در هشتگرد، رودهن، بومهن و خود تهران، ساوجبلاغ و همچنین روستاهای محمودآباد، فیلستان و گلزار که هر سه از روستاهای شهرستان پاکدشت هستند… جمعیت زیادی از پیروان یارسان زندگی می‌کنند.

اهل حق یا یارسان مازندران

بخشی از مردم کلاردشت، کجور، شهر پول و روستای فیروزکلا از توابع بخش کجور، یارسان هستند.

اهل حق یا یارسان استان زنجان و همدان

در شهرستان‌های همدان، اسدآباد، تویسرکان و قسمت‌هایی از توابع آوج و رزن حد فاصل همدان و زنجان کم و بیش جمعیت اهل حق به صورت پراکنده سکونت دارند.

اهل حق یا یارسان استان کرمان

در استان کرمان، در شهرستان بردسیر و شهرستان سیرجان گروه‌هایی از پیروان یارسان زندگی می‌کنند. منسجمترین گروه باقی‌مانده از یارسانی‌ها در این ناحیه در روستای سوخته چال زندگی می‌کند. همچنین مکان‌های مقدسی مانند زیارتگاه چهل تن در کوه چهل تن یا بقعهٔ سه تن یا پیر برحق (پیر جارسوز) در این ناحیه زیارتگاه پیروان یارسان است.

اهل حق یا یارسان استان فارس

ر استان فارس جمعیتی از پیروان یارسان زندگی می‌کنند. در شهر شیراز و در محلهٔ تلخداش این شهر، جمعیتی از کردهای پیروی یارسان زندگی می‌کنند که در زمان کریم‌خان زند به این شهر کوچانده شده و به زندگی در شیراز ادامه داده‌اند. والنتین ژوکوفسکی که در سال ۱۸۸۲ به شیراز آمده‌است، دربارهٔ مردم تلخداشک می‌نویسد:

روستای تلخی‌دشک در جنوب غربی شیراز در حومهٔ باغ کمال‌الملک (باغ عفیف‌آباد) واقع شده، ساکنان آن کرد بوده و از طایفه کوزیوند (غازیوند) از ایل گوران می‌باشند که از آئین و مذهب ویژه‌ای برخوردارند.

اهل حق یا یارسان دیگر کشورها

کردستان عراق

در سراسر کردستان عراق به ویژه در استان‌های کرکوک و استان سلیمانیه و شهر خانقین پیروان کیش یارسان با نام کاکایی وجود دارند. با عناوین مختلف، علاوه بر فرقه اهل حق فرقه‌های دیگر نیز در این نواحی موجود بوده که ریشه در فرهنگ یارسانی دارند.جمعیتی بالغ بر ۳۰۰٬۰۰۰ نفر در عراق تخمین زده شده‌است.

سوریه

در کشور سوریه جمعیت قابل توجهی وجود دارند که تحت عناوین علویان (سوریه)، علویین، نصیریه و علی اللهی معروف هستند و عمدتاً در کردستان سوریه و در شمال و شمال غرب سوریه و در استان‌های ساحلی سوریه (استان لاذقیه و استان طرطوس) سکونت دارند.

خاندان‌ها

طبق دستور دین یارسان هر یک از پیروان مکلف به داشتن پیر و دلیل برای سرسپردن می‌باشند.در زمان سلطان سهاک، پیر بنیامین سمت پیری و داود که‌و سوار سمت دلیلی بر همهٔ پیروان یارسان داشتند؛ ولی به دلیل متأهل نبودن و نداشتن فرزند، سلطان سهاک هفت خاندان یا دوده به نام خاندان‌های حقیقت دائر نمود تا نسل‌های آیندهٔ پیروان یارسان، در هر زمان پیر و دلیل داشته باشند.

نام خاندان‌ها (دوده‌ها) عبارت‌است از:

  1. خاندان خاموشی
  2. خاندان شاه ابراهیمی
  3. خاندان عالی قلندر
  4. خاندان یادگاری
  5. خاندان میرسوری
  6. خاندان مصطفایی
  7. خاندان حاجی باویسی (بابو عیسی)

بعد از سلطان سهاک در قرون یازدهم و دوازدهم و سیزدهم هجری چهار خاندان دیگر نیز به اسامی زیر دائر گردید.

۸- خاندان ذوالنوری
۹- خاندان آتش بیگی
۱۰- خاندان شاه حیاسی
۱۱- خاندان بابا حیدری

همچنین خاندان دیگری به نام سید درویشی از نسل سید درویش وجود داشته‌است که پیشتر بخشی از خاندان یادگاری بوده‌است و اکنون پیروان آن سیادت خاندان خاموشی را پذیرفته‌اند و بخشی از این خاندان شده‌اند.[۴۴]

این خاندان‌ها به جانشینی از پیر بنیامین که پیر ازلی یارسان بوده‌است انجام وظیفه می‌کنند. جانشینی داود که‌و سوار، دلیل ازلی را نیز فرزندان هفتاد و دو پیر بر عهده دارند. اما در مواردی به پیر اختیاری برای انتخاب دلیل داده شده‌است و بنابراین یاران برخی خاندان‌ها با اجازهٔ صاحب خاندان نسل بعدی می‌تواند به سمت دلیل مریدان آن خاندان انتخاب شود.[۴۰] اما سلطان سهاک جایگاه خود را به کسی تفویض ننمود.

عقاید

شرط ورود به مسلک اهل حق یا یارسان

سرسپردن: بر طبق کلام سرانجام هر فرد یارسان (ذکور و اناث) مکلف است به پیر و دلیل سرسپرده شود، و در غیر این‌صورت یارسان محسوب نمی‌شود.

افراد سرسپرده به دو گروه چکیده و چسبیده تقسیم می‌شوند. چکیده شامل کسانی است که نسل اندر نسل یارسان بوده‌اند. چسبیده شامل گروهی است که بر اثر بیداری باطن و از روی علاقه به مسلک یارسان گرویده‌اند.

سبیل مُهر: طبق کلام سرانجام، سبیل یکی از مقدسات آیین یارسان است و بر مردان پیروی یارسان واجب است سبیل خود را نتراشیده و مُهر (دست نخورده) نگاهداری کنند. شرط ورود به مراسم جم و نشستن در حلقهٔ جم داشتن سبیل دست نخورده‌است. تراشیدن سبیل موجب خروج از دین و باطل شدن سرسپردگی به دین یاری می‌شود. در سرانجام از زبان داود که وسوار آمده‌است:

سێوێل یار شوڕه‌ن وه رووی لێوانا      تا یار بناسۆ خێش وه بیگانا

سبیل پیروی آیین یاری بلند است و روی لب‌ها را می‌پوشاند، تا یار، خودی را از بیگانه بازبشناسد.

مقدسات

کلام سرانجام: کلام سرانجام عبارت است از آداب و رسوم مسلکی و عبادات اهل حق که توسط سلطان سهاک و یارانش بیان و نسل به نسل منتقل شده‌است.در قرون اولیهٔ تأسیس مسلک اهل حق، انتقال این متون توسط کلام‌خوان‌ها صورت می‌گرفت، ولی بعدها ثبت آن‌ها آغاز شد. این کلام‌ها به تدریج به سبب سهل‌انگاری بعضی از کلام خوان‌ها، فراموشی و همچنین سروده شدن کلام‌هایی به زبان‌های کردی، ترکی توسط بزرگان اهل حق با یکدیگر تفاوت‌هایی پیدا کردند که این عوامل سبب جدایی برخی از جماعت‌های اهل حق شد و امروزه نمی‌توان کلام‌هایی که در بین اهل حق یافت می‌شود را همگی معتبر محسوب کرد.

جم و جم خانه: محلی است که اهل حق برای اجرای مراسم خاص خود در آنجا جمع می‌شوند. از این‌رو در بین پیروان اهل حق از اهمیت خاصی برخوردار است. از نظر اهل حق شرکت در جم به جای عبادات دائمی، کافی است. مینورسکی معتقد است در میان پیروان اهل حق عبادت فردی کمتر مورد توجه قرار گرفته به‌طوری‌که آن‌ها اهمیت فراوانی برای اجتماع کردن (جم) قایل‌اند، زیرا در نزد آن‌ها جم گشایندهٔ مشکل‌ها است. جم در وقت ثابتی تشکیل می‌شود و در جم خانه به هنگام عبادت کلام‌ها همراه با تنبور و با صدای بلند خوانده می‌شود. مراسمی مانند سرسپردن، ازدواج و نام‌گذاری کودک و… نیز در جم‌خانه انجام می‌شود.

نذر و نیاز: آنچه در جم‌خانه به عنوان نذر و بر طبق قانون اهل حق دعا داده شود را نذر گویند. نذر و نیاز از واجبات یارسان است و در نزد اهل حق از اهمیت و احترام ویژه‌ای برخوردار است.

روزه اهل حق: هر اهل حق موظف است سه روز در سال روزه دار باشد. پیروان اهل حق غالباً، آن را در زمستان به جای می‌آورند و به آن «روزه مرنوی» گویند. با این حال در مورد تاریخ و نام این سه روز بین تمامی گروه‌های اهل حق وحدت عقیده وجود ندارد. حتی گروه‌هایی از اهل حق از جمله آتش بگی روزه مرنوی را بر خود حرام می‌دانند و آن را به‌جای نمی‌آورند.

آفرینش اهل حق یا یارسان

یارسانیان اعتقاد دارند که خداوند جهان را در دو مرحله آفرید: آفرینش جهان معنوی و آفرینش جهان مادی. آنان می‌گویند که «در آنگاه اراده خداوند به آفرینش موجودات تعلق گرفت، و نخستین مخلوق پیر بنیامین را از زیر بغل خود خلق کرد، و نام او را جبرائیل گذاشت. پس از خلقت جبرائیل خداوند او را در پهنای دریای محیط رها کرد، هزاران سال گذشت تا به درخواست جبرائیل، شش تن دیگر از بطن در پیدا شدند، که با جبرائیل هفت تن شدند: جبرائیل (پیربنیامین) – اسرافیل (پیر داوود) – میکائیل (پیر موسی) – عزرائیل (مصطفی داوودان) – حور العین (رزباریا رمزبار) – عقیق (شاه ابراهیم) – یقین (شاه یادگار یا بابا یادگار)»

اهل حق کیست

اهل حق به کسی گفته می‌شود که مراحل شریعت و طریقت و معرفت را طی نماید تا به مقام حقیقت برسد.

بدین ترتیب:

  • در مرحلهٔ نخست که شریعت است، مؤمن به دین آدم بوده و از ملت ابراهیم و امت محمد و مذهب امامان شیعه باشد.
  • در مرحلهٔ دوم که طریقت است، مؤمن به ولایت علی ابن ابیطالب باشد. یعنی با طی طریق شارع نبوی و پیوند زنجیره وار به امامان شیعه و تولا به ولای علی، تحت لوای ولایت به مسلک اهل حق درآید. اهل حق علی‌اللهی نیستند، مشرک هم نمی‌باشند. فقط علی را به مقام مظهریت و مشیت‌الله می‌شناسند.
  • در مرحلهٔ سوم که معرفت است، با فرمان برداری از اولوالامر، مقام معرفت را درک نماید تا به پایهٔ من عرف نفسه فقد عرف ربه نائل شود؛ و اولوالامر از نظر اهل حق، امامان شیعه هستند. سپس هر کس در هر زمان با پیوند رشتهٔ ایمان به آن خاندان به مقام مظهریت و مشیت رسید، یعنی انسان کامل و مظهر جلوهٔ ذات حق باشد، چنان‌که اراده‌اش عین مشیت‌الله شد، آن‌گاه او اولوالامر است.
  • آن‌گاه در مرحلهٔ چهارم، حق و حقیقت را دریابد تا کمال را در وصال و بقا را در فنا ببیند، چنان باشد قطرهٔ نم وجودش را به دریای الهی نابود و محو سازد؛ یعنی فنا فی‌الله محض گردد.

اصول عقاید

در مسلک اهل حق اصول عقاید بر این نهج می‌باشد. علاوه بر پنج اصل اصول دین و مذهب شیعه، یعنی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت، نکته‌های زیر نیز باید رعایت گردد:

  • خدا را به تعریف و توصیفی باید شناخت که همه پیامبران و اولیا و یکتاپرستان واقعی شناخته‌اند.
  • با توجه به عدل الهی چون همه موجودات آفریده خداست و هیچ موجودی بی‌حکمت الهی به وجود نیامده، پس هر شیئی را به جای خود نیک باید دید. اگر از موجودی به علتی عمل زشتی ناشی شود و آن عمل مورد بیزاری است باید به اندازه توان تلاش و مبارزه جهت ریشه‌کن ساختن آن عمل و نظایر آن نمود. باید علت را جست و برطرف کرد. به گفته دیگر اهل حق هیچ شیئی را نباید بد داند و بد گوید و خار نماید… زیرا هر وجودی به علتی اعم از مستقیم یا غیر مستقیم از رشحهٔ فیض واجب‌الوجود موجود می‌شود، ذاتاً بد نیست، عوارض است سبب امکان قلب ماهیت می‌گردد، پس بر رفع عوارض بد باید به وسایل ممکنه کوشید. روی این اصل ادیان خدایی هم هر یک به اقتضای زمان خود درست و معتبر است.
  • هر وجود مفید و محترمی را به هر اسم و رسم، و به هر وضعیت و کیفیت، و به هر مرتبه و مقامی هست باید به همان تناسب نیک شمرد و احترام نمود.
  • آنچه را به اقتضای زمان و مکان نزد خردمندان پسندیده‌است یا هر کس بر خود روا می‌دارد باید بر دیگران نیز روا داشته، حتی‌الامکان برخوردارشان نماید؛ و آنچه را ناپسند است، یعنی به گونه‌ای است که هر کس از او هراسان گردد باید برای رفع و دفع آن بر خود و دیگران یک‌سان بکوشد.
  • دنیا را کشتزار آخرت داند و بکوشد تا نیک بکارد تا نیک بدرود.

ارکان

دین یاری دارای چهار اصل است: پاکی، راستی، نیستی و ردا.

  • پاکی: اهل حق باید درون و برونش از هر حیث و هر جهت، و به هر اسم و رسم پاک باشد. یعنی در ظاهر جسم و لباس و مکان و کسب و خوراکش، و در باطن اندیشه و گفتار و کردارش، تماماً پاک و بی‌غل و غش باشد.
  • راستی: راه راست رفتن است، و آن به جای آوردن دستورها و ترک نواهی خداست. بعبارهاخری بندگی به خدا و پرهیز از دروغ و گناه را راه راست گویند.
  • نیستی، یعنی نیست و نابود کردن کبر و غرور و خودپسندی و خودخواهی و هوا و هوس نفسانی و طغیان شهوانی و تمام رذایل اخلاقی از خودش، و به‌طور مطلق تسلیم مقدرات شود: غیر از رضای خدا چیزی نخواهد، و بعبارهاخری از خود بی‌خود و فنا فی‌الله گردد.
  • ردا، خدمت و کمک و فداکاری بی‌ریا نسبت به مخلوق خداست، چنان باشد «رنج خود و راحت یاران طلب» بر او صدق کند.

مظهریت و جامه به جامه (دونادون، باززایی)

مظهریت: مظهر در اصطلاح اهل حق یعنی روحی که در نتیجه سیرکمال صیقل پیدا کرده و نور ذات الهی را منعکس می‌کند.

اعتقاد به مظهریت در مسلک اهل حق از اهمیت خاصی برخوردار است. در مورد مظهریت برخی می‌گویند دین یاری مبتنی بر اصل وحدت وجود است.

برخی نیز می‌گویند اهل حق برکسی اطلاق می‌شود که در جستجوی جلوه ذات حق در انسان باشد. زیرا مظهریت آینه‌ای است که منعکس‌کننده خداست.

دونادون (جامه به جامه): انسان با گردش در جامه‌های مختلف نتایج اعمال زندگی قبلی خود را می‌بیند و در انتها با عوض کردن هزار و یک قالب، روحش به ابدیت ملحق می‌شود.

خواجه‌الدین می‌گوید: پیروان اهل حق به حلول روح و تناسخ معتقدند و این اعتقاد آن‌ها را از اسلام جدا کرده‌است. در این مورد میان پیروان اهل حق اختلاف نظر است. گروهی از آن‌ها به حلول روح اعتقاد دارند نه به تناسخ.

گروهی به سیرکمال و معاد و بازگشت روح در قالب زندگی‌های متوالی با تعداد معین و زمان محدود برای طی مسیر کمال معتقدند، و از نظر آن‌ها تناسخ و حلول روح مردود است.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود اپلیکیشن اندروید کرمانشاه آنلاین دانلود