کرمانشاه آنلاین

پهلوانان کرمانشاهی

ورزشی

۱۸ مهر ۱۳۹۹ 801 بازدید
کرمانشاه آنلاین

پهلوانان کرمانشاهی

پهلوانان کرمانشاهی

حسین گلزارحسین گلزار در روستای سراب قنبر کرمانشاه چشم به جهان گشود،

در کودکی از داشتن پدر محروم شد و تحت تکفل مادرش که گلزار نام داشت قرار گرفت.

مادرش از همان دوران کودکی فرزندش را تشویق به کار سخت در باغ و مزرعه می‌کرد.

پهلوان حسین گلزار

حسین در نوجوانی دارای اندامی تنومند بود،

زمانی که حسین گلزار برای اولین بار پا به زورخانه گذاشت

پهلوان صفر کرمانشاهی با جمعی از پهلوانان و پیشکسوتان شهر مشغول ورزش بودند.

با دیدن سن و سال کم او برای اینکه محترمانه او را از گود خارج کنند شانه‌ای بدست گرفتند و هر یک محاسن خود را شانه نمودند.

حسین گلزار کرمانشاهی پهلوانان کرمانشاهی

شانه دست به دست شد و به حسین رسید.

او شانه را به صورت خود کشید و صورتش زخمی شد پهلوان صفر با دیدن این صحنه مجذوب او و علاقه اش به ورزش شد

چو رخصت ورزش به او می‌دهدوی در طول چند سال هر آنچه را که لازمهٔ کشتی بود، به وی آموخت،

و از «حسین گلزار» پهلوانی ساخت که در آن سامان کسی را یارای مقابله با وی نبود.

زورخانه گلزار پهلوانان کرمانشاهی

شهرت و قدرت او موجب شد که شاهزاده عمادالدوله دولتشاهی حاکم کرمانشاه

او را در تحت حمایت خود قرار دهد و در دستگاه او مشغول به کار شود.

در اولین مسافرت او در معیّت اربابش به تهران، تصمیم می‌گیرد با پهلوانان نامی تهران کشتی بگیرد.

با نمایان شدنش در زورخانه‌های تهران، به شهرتی در بین پهلوانان پایتخت دست یافت .

در مراسم سلام نوروزی سال ۱۲۵۳ میدان ارک تهران حسین با پهلوان بزرگ پایتخت یزدی بزرگ در حضور ناصرالدین شاه به کشتی پرداخت.

سرانجام چون کشتی نزدیک به چهار ساعت به طول انجامید و پشت هیچ کدام به خاک نرسید،

داوران مسابقه، کشتی را متوقف و پهلوان یزدی را برنده اعلام کردند .

پهلوان یزدی

با فرا رسیدن نوروز سال ۱۲۵۴ حسین دوباره به پایتخت آمد

و در حضور ناصرالدین شاه به مبارزه با پهلوان ۱۸۰ کیلویی پایتخت پرداخت و در میانه کشتی و پس از کش و قوس‌های فراوان،

با یک فن یزدی بزرگ پهلوان غول پیکر پایتخت را از جا کنده و با سینه نقش زمین می‌کند.

اتابک اعظم به پهلوان یزدی که در میان دستان حسین گلزار اسیر گشته بود نهیب می‌زند:

برخیز پهلوان برخیز! اما پهلوان پایتخت دیگر توانی برای رهانیدن خود نداشت.

ناصرالدین شاه از جایگاه مخصوص به بیرون آمده و سراسیمه فریاد می‌زند:

کرمانشاهی رهایش کن! اما او به فرمان شاه بی اعتنایی کرده و فراشان شاه با دیدن

این صحنه به پهلوان کرمانشاهی حمله‌ور شده و او را زخمی میکنند.

پس از گذشت چند روز شاه قاجار در روز ۱۳ فروردین احوال پهلوان حسین گلزار را می‌گیرد و او را به حضور می‌طلبد.

ناصرالدین شاه برای دلجویی از حسین گلزار، یک اسکناس ۱۰۰ تومانی (در روایتی مقداری سکه طلا) به عنوان خلعت به وی اعطا می‌کند.

اما در کمال تعجب پهلوان حسین گلزار این خلعت شاهانه را رد کرده و خطاب به شاه می‌گوید:

اینها را بدهید به فراشهایتان تا بهتر غریب نوازی کنند.

شاه از این جواب به خروش آمده و قصد صدور فرمان قتل حسین گلزار را می‌کند که پهلوان یزدی با جوانمردی جلوی این کار را می‌گیرد.

آوازه کشتی جانانه پهلوان حسین گلزار و حواشی آن و رد خلعت شاهانه

توسط وی به سرعت در سراسر ایران پخش می‌شود و نام حسین گلزار کرمانشاهی

در سرتاسر ایران به زبان‌ها می‌افتد و لقب پهلوانی که امروز به مردم کرمانشاه می‌دهند به خاطر پهلوان بزرگی چون وی است.

پهلوان حسین در اثر نیش مار افعی بعد از مدتی در کرمانشاه درگذشت

زندگینامه پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی در رمانی ۲۶۰ صفحه ای بنام (زهر افعی) که توسط عباس کمندی تالیف شده است

در بهار سال ۱۳۹۳ بوسیله انتشارات علمی کالج در شهر سنندج به چاپ رسید”

این رمان اگرچه در قالب برداشت آزاد نویسنده از زندگی پهلوان حسین گلزار تالیف شده

و با درگیر کردن در بطن یک رمان افسانه ایی مورد تشریح قرار گرفته اما مطالبی که

در خصوص این پهلوان نامی کرد نگاشته شده آنچنان که نویسنده بیان می دارد پس از تحقیقات وی بدست آمده که به

پهلوانان کرمانشاهی

روضان کمری شاعر کرد زندگی حسین گلزار را به صورت یک منظومۀ بلند به نام «گُردنامه» به زبان کردی سروده است.

این منظومه با مشخصات زیر به چاپ رسیده‌است.

کمری زنگنه، روضان، گُرد نامه: پهلوان حسین گلزار و گذری به ۲۹۷ دلاور کرمانشاهی، کرمانشاه: بهمن‌آرا، ۱۳۸۵؛ ۷۲ ص.

پهلوانان کرمانشاهی

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دانلود اپلیکیشن اندروید کرمانشاه آنلاین دانلود